محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )

100

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )

در يك زمان ، در اوايل سال 709 صورت گرفت . مسيحيان براى تصرف المريه كوششى سخت به كار بردند و براى فروافكندن باروهاى آن آلات عظيم نصب نمودند و در زير بارو نقبى بزرگ زدند . مسلمانان درون نقب راه بر آنان بستند مسيحيان با تلفات بسيار مجبور به فرار شدند . در نزديكى المريه نبردى سخت ميان سپاه اندلس به سردارى عثمان بن ابى العلاء و لشكر آراگون ، درگرفت . مسيحيان محاصره را رها كردند و گريختند . و المريه از سقوط برهيد . « 27 » ولى جبل طارق كه از دريا و خشكى در محاصره افتاده بود پايدارى نتوانست و با آنكه يك بار هم مسلمانان مسيحيان را منهزم ساختند عاقبت تسليم شد . سقوط اين دژ استوار به دست مسيحيان در اواخر سال 709 ه / مارس سال 1310 م بود . سقوط جبل طارق در اندلس و مغرب تأثيرى ناسزا داشت ، زيرا دروازهء جنوبى اندلس بود و راه اتصال ميان دو مملكت اسلامى . ابن الاحمر ، نصر بن محمد الفقيه پس از وقوع اين حادثه به خطاى خود در بريدن از بنى مرين پى برد و رسولان خود نزد ابو الربيع سلطان مغرب فرستاد و تأسف خود را بر گذشته اعلان نمود و از او طلب عفو كرد . سلطان اجابت نمود . نصر بن محمد جزيرة الخضراء ورنده و دژهاى آن را به سلطان واگذاشت . تا مگر او را خشنود سازد و به جهاد ترغيب نمايد و براى استحكام رشته‌هاى مودت خواهر سلطان را به زنى گرفت . سلطان نيز براى او مردان جنگى و اموال فرستاد و بار ديگر روابط ميان غرناطه و فاس بهبود يافت . اما اين معاهدات دوستانه و حسن روابط ميان غرناطه و فاس در عزم مسيحيان خللى پديد نياورد . سپاهيان مغرب هم آنچنانكه بايد به اين سوى آب نيامدند . زيرا اوضاع مغرب به گونه‌اى نبود كه بنى مرين بتوانند به نحو گسترده‌اى در جهاد شركت كنند . اوضاع غرناطه هم مسيحيان را به حمله و كشتار تشجيع مىكرد . چون ابن الاحمر نصر بن محمد الفقيه ديد كه خطر سقوط تهديدش مىكند به فرناندوى چهارم پادشاه

--> ( 27 ) . تاريخ ابن خلدون ج 7 / ص 240 . اللمحة البدريه ص 62 .